اگر به دنبال درک کامل مفهوم استراتژی هستید، یا تمایز بین استراتژی و تاکتیک را نمیدانید یا میخواهید ویژگی های یک استراتژی بازاریابی جامع را بدانید پیشنهاد میکنم این مطالب را تا انتها دنبال کنید!
زمان تقریبی جهت مطالعه 10 دقیقه
استراتژی یا راهبرد، از آن مفاهیمی است که نویسندگان مختلف، نظرات گوناگونی درباره اش ارائه کرده اند و هر یک از دیدگاه خود به شرح و بسط آن پرداخته اند. استراتژی به اعتقاد من، مسیر رسیدن به اهداف است و چگونگی طی کردن فاصله بین حال تا ایده آل را مشخص مینماید و میتواند در این مسیر به مایلستون های کوچکتری تقسیم شود.
مثالی که من همیشه درخصوص توضیح استراتژی به یاد دارم و از آن برای تبیین نقش بندی ذهنم استفاده میکنم یک کوهنورد است. هدف در این مثال رسیدن به قله و فتح آن است. استراتژی انتخاب مسیر پیمودن تا قله است که باید از بین راه های مختلف، مسیری که انطباق بیشتری با نقاط قوت و ضعف کوهنورد دارد و نیز براساس تهدیدها و فرصت های موجود در محیط، انتخاب شود. همچنین میتوان ایستگاه هایی جهت استراحت و تجدید قوا به صورت کوتاه مدت در طول مسیر پیش بینی کرد که حکم مایلستون ها را دارد.
به طور کلی و با هر تعریفی، یک استراتژی صحیح می بایست هدف مشخص، برنامه رسیدن به آن هدف و مجموعه ای از باید ها و نبایدها را در برگیرد.
استراتژی در بازاریابی، سمت و سوی رقابت را مشخص می کند، برنامه تولید کالا یا خدمات را دیکته می کند تا ما بفهمیم که باید روی چه موضوعی بیشتر تمرکز کنیم؟ و از چه موضوعی دست بکشیم؟ با یک استراتژی بازاریابی، تمرکز روشنی بر اینکه کدام دسته از مشتریان را دنبال خواهیم کرد ایجاد می شود و اینکه چگونه به جذب و نگهداری آنها بپردازیم. چگونه تلاش های خود را سازماندهی کنیم و چه روش هایی برای ما مناسب و نتیجــه بخش است.
به همین دلیل موضوع استراتژی در کسب و کارها، اهمیت زیادی پیدا می کند تا آنجا که «جک تراوت» در کتاب استراتژی در مدیریت بازار با توجه به تجربیات طولانی مدتش می گوید: پیروزی سازمان ها نه تنها در سایه نیروی کارآمد، نه به علت نگرش درست، نه به خاطر ابزار مناسب و ساختار مناسب بلکه به علت استراتژی است که ایجاد می شود!
یک استراتژی مارکتینگ کامل شامل شش ویژگی مهم است که باید به آنها توجه کنیم تا برنامه ریزی ما براساس اصول مشخص و کاربردی باشد.
- بینش
- تمایز
- رقابت
- تخصص
- سادگی
- رهبری
در ادامه در خصوص این ویژگی ها توضیحات بیشتری ارائه می کنم:
۱ – استراتژی در مارکتینگ باید به ما بینش بدهد. استراتژی بازاریابی باید بازار را مشخص کند، مشتریان و مخاطبین را تبیین کند، پیشینه و آینده را روشن سازد و بطور کلی ویژگی سازمان را معلوم سازد.
به بیان دیگر در استراتژی بازاریابی ما یا باید بگوییم چه چیزی داریم؟ یا باید بگوییم چه چیزی نیستیم!
۲ – در استراتژی و برنامه ریزی بازار باید توجه ویژه ای به تمایز داشت.
یک روز، کیفیت مهم بود و یک روز، مشتری مداری! اما امروز که همه به این مزیت ها دست یافته اند، باید مزیت ها و تمایزهای ویژه ایجاد کرد. راستی چه کاری می توان کرد !؟؟
راه های مختلفی هست از جمله اینکه می توانیم اولین بازار خودمان باشیم. با حرکت به سمت اقیانوس آبی و نخستین بودن، ما می توانیم تمایز ایجاد کنیم و اگر هم از ما تقلید کنند، با حرکات خوب خود می توانیم همواره رهبر بازار باشیم. اگر اقیانوس آبی در حوزه فعالیمان نبود، می توانیم در زمینه ای خاص، شاخص باشیم؛ سعی کنیم یک بخش بازار و یک ویژگی را بگیریم و از رهبران بازار تقلید نکنیم! می توانیم خبر سازی کنیم، همیشه داغ باشیم و با استفاده از بازاریابی ویروسی، تمایز خود را نشان دهیم؛ سعی کنیم، از مردم و مخاطبان خود به عنوان مبلغ و تبلیغ کننده خود در بازار استفاده کنیم و ...
اما آنچکه مهم است اینکه باید تمایز ما و مزیت های کسب و کار ما، واقعی و حقیقی باشد و نه طبلی توخالی!
۳ – در یک استراتژی بازاریابی باید نگاه ویژه ای به مقوله رقابت داشت. باید همواره به شناخت رقبا پرداخت، نقاط ضعف آنها را شناخت و با نوآوری و تمایز و بهره گیری از تاکتیک های موثر مارکتینگ، پیروز شد.
شناخت تاکتیک موثر، نقطه کلیدی این بحث است. ما باید بدانیم که در عرصه رقابت، حتما سرمایه بیشتر، بهتر نیست! حتما بهره مندی از نیروهای انسانی بهتر، موفقیت به همراه نمی آورد! حتما کیفیت بهتر، مساوی با پیروزی نیست! در یک نبرد همه جانبه و جنگ با رقبا، هم موارد فوق، مهم است، هم روحیه و تلاش و انگیزه! و هم شناخت رقبا و نقاط ضعف آنها!
۴ – استراتژی بازار باید همراه با برنامه ویژه برای تخصص باشد. یکی از مزیت های یک سازمان، تخصص آن سازمان است؛ قطعا هر مجموعه ای در یک یا چند حوزه نسبت به رقبا تخصص بیشتری دارد. به این مهم باید در استراتژی بازاریابی نگاه ویژه ای داشته باشیم.
همه فن حریف بودن و در هر کاری وارد شدن، خیلی اوقات، مزیت نیست! سعی کنید مثل یک متخصص قلب باشید که کارش مشخص است و بیمارش هم مشخص و دائمی! در یک کار، متخصص شوید و مخاطبان خود را نیز از این تخصص مطلع کنید. بهتر است در یک زمینه متخصص باشید تا اینکه در بسیاری زمینه ها خوب باشید!
۵ – استراتژی بازار، توام با سادگی است. خیلی کار خود را پیچیده نکنید. با آمار و ارقام مشغول نباشید و در ایجاد و طراحی استراتژی و تاکتیک و تبلیغ برای کسب و کار خودتان، سعی کنید، سادگی را حفظ کنید. به خاطر داشته باشیم که سادگی همان خلاقیت است و تضمین کننده اجرای استراتژی است!
۶ – استراتژی بازار باید با نگاه ویژه به مقوله رهبری بتواند به سازمان در هدایت نیروهای خود کمک کند.
همواره در استراتژی بازار، باید به عنوان یک رهبر بدانید که کجا می خواهید بروید؟ استراتژی ها و تاکتیک ها را مکتوب کنید و همواره برای خودتان و همکاران تان مشخص کنید که هدف چیست؟ چشم انداز چیست؟ و با چه برنامه هایی می خواهیم به این اهداف دست پیدا کنیم. در این صورت است که می توانیم موفق شویم و به نتیجه برسیم.
در پایان با آرزوی اینکه این مطلب برای شما مفید باشد خوشحال می شوم که نظرات تکمیلی شما را در این خصوص داشته باشم.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.